تبليغاتX
بشردوست، مردمی ترين انتخاب
بیایید بشر دوست را بشناسیم

در ذهن ما هر کسی دروغگو، خاین و فاسد است مگر آنکه خلافش ثابت شود. البته خلاف آن هم به سادگی ثابت نمی شود. اگر شخصی ادعای صداقت کند از او پذیرفته نمی شود. مثلاً اگر برای ثبوت صداقت خود بر خلاف زور مندان هم سخن بگوید در این صورت در موردش چنین حدس زده می شود که یا  او از طرف زورمندان جناح مخالف حمایت می شود یا اینکه خود این زورمندان که وی بر خلافشان سخن می گوید برای بازی های سیاسی به او چنین اجازه ای داده اند.

اینجا اصل بر وطن فروشی و دروغگویی و معامله گری است. شما هر ترفندی که به کار ببرید نمی توانید اعتماد ملت را جلب کنید که آدم صادق و وطن دوست و  پاک نفسی هستید.

در میان کاندیدهای ریاست جمهوری سال 1388 شخصی به نام رمضان بشر دوست حضور داشت. او از زمانی که از خارج آمده و در عرصه سیاست افغانستان داخل شده تا کنون هیچ کاری نکرده که شک  بر انگیز باشد. به خاطر اصول اخلاقی که به آن پایبند بود از وزارت استعفا کرد. معاشی را که از پارلمان اخذ می کند اکثرا برای فقرا توزیع می کند. برای خودش خانه نساخته است. زن نگرفته است. موتر نخریده است. با هیچ سفارت یا کشور خارجی رابطه ندارد. بر ضد معامله گران و جنگ سالاران سخن می گوید. بر ضد فساد  و تجمل پرستی حرف می زند.  وقتی مقام سوم او در میان ده ها کاندید ریاست جمهوری محرز شد، ریچارد هالبروک نماینده ریاست جمهوری امریکا در افغانستان و پاکستان خواست که او را در سفارت امریکا ببیند. بشر دوست گفت که اگر هالبروک می خواهد مرا ببیند باید به همین خیمه که من زندگی می کنم بیاید. من او را کار ندارم و اگر او مرا کار دارد پیش من بیاید نه اینکه من به سفارت امریکا بروم.

او یک شخص فرا ملیتی است. او هیچ وقت حمایت سران و زورمندان قوم و قبیله ی خود را با خود نداشته اشت. 

او در مناظرات تلویزیونی نظر به کاندید های دیگر در بسیاری موارد منطقی تر و علمی تر سخن می گفت. شجاعت او هم بی نظیر است. وقتی که کاندید مطرح ریاست جمهوری بود بدون محافظ و افراد مسلح در تمام نقاط افغانستان سفر می کرد. او هزینه انتخاباتی خود را از هیچ مرجع غیر شفاف و یا از کشورهای خارجی دریافت نمی کرد. او پوسترها و کلیپ انتخاباتی اش را به مردم می فروخت.  خودم تعداد از پوستر های او را دیدم که در گوشه اش نوشته شده بود " چاپ شده توسط دکانداران مارکیت متحد".

با تمام این حرفها وقتی با بعضی از دوستانم در مورد بشر دوست صحبت می کنم می گویند ما به بشر دوست شک داریم. چطور ممکن است در این وطن شخصی به میدان بیاید که صادق باشد و فقط قصد خدمت به وطن داشته باشد و به فکر جیب خود نباشد؟ این یک امر محال است و در تاریخ این کشور تا حالا اتفاق نیافتاده است. حتما بشر دوست هم عامل و جاسوس کدام کشور خارجی است. حتما او نقش بازی می کند و به این ترتیب اعتماد سازی می کند تا به کار اصلی اش بتواند رسیدگی کند.

بشر دوست با این زندگی ساده و صادقانه و شفاف خود در طول این شش سال هنوز نتوانسته است صداقت و راستی خود را به ما ثابت نماید. و احتمالا تا آخر هم نخواهد توانست. آیا واقعاً اگر او عامل و مهره کدام کشور خارجی می بود در طول این سالهای طولانی که وی از طرف مردم و مجامع مختلف و رسانه های گوناگون به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحت نظر و توجه است تا به حال بالاخره اسرارش فاش نمی شد؟ بالاخره کسی او را در رفت و آمد به سفارت های خارجی نمی دید؟ یا از رفت و آمد اجنبی ها و افراد مشکوک به خیمه ی او کسی خبر نمی شد؟

اما ما مرده پرستیم. من یقین دارم که اگر او کشته شود بعد از مرگش به یک قهرمان بزرگ تبدیل خواهد شد. حتماً از او به حیث مظهر صداقت و راستی و پاک نفسی و بیگانه ستیزی یاد خواهد شد. ولی امروز که زنده است مردم هنوز هم به دیده شک و تردید به او می نگرند.

این جریانات خانمانسوز و این معامله های کثیف که طی ده ها سال در این مملکت اتفاق افتاده است چنان بد بینی و بی اعتمادی را در عمق جان مردم رخنه داده است که کسی به هیچ ترتیب نمی تواند اعتماد مردم را به دست آورد و صداقت و راستی خودش را ثابت بسازد.

شاید مردم حق دارند. نمیدانم.

منبع: http://sarwar.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 4:44  توسط م ع ب  | 

منبع بی بی سی

رمضان بشردوست از نامزدام انتخابات ریاست جمهوری افغانستان می گوید که پیروزی او در انتخابات به معنای پایان جنگ در افغانستان خواهد بود. وی می افزاید که شورشیان طالبان و مخالفان مسلح، دشمن والی های فاسدند و نه سربازان آمریکایی.

آقای بشر دوست که وزیر برنامه ریزی دولت حامد کرزی بود، پس از چند ماه در این مقام، تصمیم به انحلال نزدیک به دو هزار سازمان غیردولتی گرفت که با مخالفتهایی روبرو شد و او را وادار به کناره گیری از این مقام کرد.

خبرنگار ما، هارون نجفی زاده، در آغاز گفتگویی با آقای بشردوست از او پرسیده که فکر نمی کرده تصمیمش در این زمینه اشتباه بوده باشد:

منحل کردن ان جی اوها به معنای این نیست که ما مخالف این سازمانها هستیم. ما از ان جی او تا ان جی او داریم. یکی None-Governmental Organizations (سازمانهای غیر دولتی) است موسوم به ان جی او است و دیگر هم No-Good Organization (سازمانهای غیر مفید) است؛ دو نوع ان جی او هستند.

ما بعد از شش ماه تحقیقات از ۲۳۵۵ ان جی او، ۱۹۳۵ ان جی او را ملغا اعلام کردیم. به ۴۲۰ ان جی او در افغانستان، که مورد حمایت ما قرار گرفتند، اجازه کار داده شد، این تعداد برای همه افغانستان کافی است و حتی زیاد است.

اما استدلال این است که به دلیل ضعف نهادهای دولتی، موجودیت این سازمانها مهم است.

در لغمان آ.ام.آی (IMI) بخش صحت را تیکه (پیمانکاری) کرده است. برای بیست و دو ماه قرار داد بسته است. قرار بود در آن شفاخانه کارهایی انجام شود، ساختمانی، تجهیزات و وسایل (تهیه شود). قراردادش سه ماه است تمام شده، خشت را روی خشت نگذاشته است.

شما در مورد کار موسسه ای در لغمان صحبت می کنید، وظیفه این موسسات فراهم کردن تجهیزات طبی نیست و نه هم گذاشتن خشت روی خشت.

بله صد در صد. ولی اینها قرار داد می گیرند که ساختمان بسازند. اصلاً مشکل ما این جا است. ما می گوییم که شرکت ساختمانی وظیفه دارد که ساختمان بسازد، کلینیک بسازد، مکتب بسازد، جاده بسازد. این کار را شما به ان جی او واگذار نکنید.

تجزیه و تحلیل من از اوضاع امنیتی، با تمام افراد دیگر در افغانستان فرق می کند. بسیاری فکر می کنند که طالبان با آمریکا می جنگند یا با انگلستان می جنگند؛ نه، طالبان هیچ گونه مشکلی با آمریکا ندارند. به خاطری که روزی که طالبان سلاح گرفتند، در افغانستان یک عسکر خارجی نبود. نه روسی بود، نه انگلیسی بود و نه هم آمریکایی.

بشردوست

شما متهم به تک محوری و ناسازگاری می شوید. وقتی وزیر پلان (برنامه ریزی) دولت افغانستان بودید در زمینه لغو این ان جی اوها با همکاران تان اصلاً مشورت کردید؟

مثلاً یک نفر از جیبت کیسه بری می کند، پلیس او را می بیند، آیا پلیس به آقای وزیر تلفن کند و به رئیس جمهور هم، که من این دزد را بگیرم یا نه؟ وظیفه رئیس جمهوری پالیسی دادن (سیاست گذاری) است. وظیفه رئیس جمهوری استراتژی دادن است و در شورای وزیران در مورد ان جی اوها، طبق یک فرمان به وزیر پلان داده بودند.

آقای بشر دوست! فکر نمی کنید که فرقی بین گرفتن یک دزد یا لغو کردن یک ان جی او یا لغو کردن فعالیت نزدیک به دو هزار ان جی او، که عملاً در افغانستان کار می کنند، وجود داشته باشد و این یک تصمیم بزرگ بوده و باید مشوره می شد و با رئیس دولت هماهنگی می شد؟

تنها فرقش این است که تمام دولت افغانستان زاده ان جی اوست. کل اعضای بلندپایه دولتی یا پسر کاکاهای شان یا پسر ماماهای شان ان جی او دارند. من در همان وقت اعلان کردم که فلانی پدر ان جی او و فلانی هم مادر ان جی او است. تنها فرقش در این است ورنه (وگرنه) هیچ تفاوتی وجود ندارد.

طرح شما برای بهبود امنیت چیست؟

تجزیه و تحلیل من از اوضاع امنیتی، با تمام افراد دیگر در افغانستان فرق می کند. بسیاری فکر می کنند که طالبان با آمریکا می جنگند یا با انگلستان می جنگند؛ نه، طالبان هیچ گونه مشکلی با آمریکا ندارند. به خاطری که روزی که طالبان سلاح گرفتند، در افغانستان یک عسکر خارجی نبود. نه روسی بود، نه انگلیسی بود و نه هم آمریکایی.

من به طالبان می گویم که حالا که شما با آمریکا نمی جنگید، چرا عسکرش را می کشید؟ می گویند آقای بشردوست! به خاطر این که بر سر شانه این سرباز، آن والی، آن وزیر و آن فرمانده است، به خاطری که عسکر آمریکایی و انگلیسی فلان وزیر، فلان والی و فلان فرمانده را تحت حمایت قرار داده است. اصل جنگ ما با این ها است.

بشردوست

زمانی که آقای بشردوست وزیر برنامه ریزی افغانستان بود، ۱۹۳۵ ان جی او را ملغا اعلام کرد

در بخش اقتصادی، شما مخالفت طرحها و تصامیم اجلاس توکیو هستید، چرا؟

در توکیو، اولین کنفرانس بین المللی بازسازی افغانستان تجزیه و تحلیل جامعه بین المللی و مقامات افغانی این شد که افغانستان را باید یک کشور ترانزیتی بسازند.

در حالی که ما هفتاد میلیارد متر مکعب آب جاری داریم. ده میلیاردش را استفاده می کنیم، شصت میلیارد آن به ایران، پاکستان و آسیای مرکزی می رود. ده میلیون هکتار زمین قابل کشت داریم، دو میلیون آن را قسماً کشت می کنیم. غنی ترین و جوانترین خاک دنیا به دلیل این که استفاده نشده در افغانستان است. شما که از کابل به هر ولایت دیگر بروید، در مسیر تان چیزی که می بینید همه دشت است و کوه.

گفتم ساختن سه چهار تا بند ذخیره آب اولویت اصلی ما باشد. ما با این کار دشت های خود را زیر کشت می گیریم. ۸۵ درصد مردم افغانستان زراعت پیشه هستند، بی کار شده اند و به کابل ریخته اند و بی سرنوشت به سر می برند.

با این کار، این ۸۵ درصد (جمعیت کشور) صاحب کار می شوند. بند بزرگ ذخیره آب داشته باشیم، برق داریم. برق داشته باشیم، می توانیم کارخانه فعال کنیم.تحقیقات آخر مهندسان آمریکایی و افغانی، که چهار ماه پیش آن را اعلام کردند، نشان می دهد که چهار صد نوع معدن داریم. یک معدن ما به صورت حرفه ای مورد بهره برداری قرار نگرفته.

من در سیاست خارجی فقط منافع ملی خود را می بینم. مسایل دینی، مذهبی، فرهنگی و نژادی و فلان و فلان برای من مطرح نیست. پدرم را که مخالف منافع ملی من –منافع ملی افغانستان - قرار بگیرد، از راه خود دور می کنم. حالا هم ما با آمریکا برنامه ریزی دراز مدت می کنیم. به نفع افغانستان که باشد، نعوذبالله نعوذ بالله شیطان هم که باشد، من دستش را می فشارم.

بشردوست

اما آقای بشردوست! استخراج معادن، زراعتی و صنعتی ساختن افغانستان نیاز به یک همکاری گسترده بین المللی دارد. با توجه به سابقه برخورد تان با موسسات غیردولتی و سازمانهای بین المللی، بعضی ها تردید دارند که شما چنین همکاریی را جلب بتوانید.

یک. وقتی ما ان جی اوها را منحل کردیم، تنها سفارتی که آن زمان علیه ما فعالیت نمی کرد، سفارت آمریکا بود. به خاطری که آن زمان هم آنها متوجه مساله شده بودند؛ دو. امروز تمام جامعه بین المللی با حرفهای من موافقند. سیاستمداران داخلی ما نیز با من موافقند. حالا همه شان می گویند که کمکها از طریق ان جی اوها مصرف نشود. شعار همه شان این است که فلان کنفرانس موفق بود چون کمکها از طریق ان جی اوها صورت نگرفت.

اگر در انتخابات پیروز شوید، سیاست خارجی تان را چه شکلی خواهید داد؟

من در سیاست خارجی فقط منافع ملی خود را می بینم. مسایل دینی، مذهبی، فرهنگی و نژادی و فلان و فلان برای من مطرح نیست. پدرم را که مخالف منافع ملی من –منافع ملی افغانستان - قرار بگیرد، از راه خود دور می کنم. حالا هم ما با آمریکا برنامه ریزی دراز مدت می کنیم. به نفع افغانستان که باشد، نعوذبالله نعوذ بالله شیطان هم که باشد، من دستش را می فشارم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 22:13  توسط م ع ب  | 

آن روزي كه كرزي با همدستي آقاي كريم خليلي ،رقيب ملي - مذهبي  كريم خليلي، حاج محمد محقق را از وزارت خلع كرد وفرزند گمنام ملت رمضان بشر دوست را بعنوان وزير پلان برگزيد،نه كرزي به مخيله اش خطور مي كرد كه رمضان بشر دوست روزي بدل  به گاندي افغانستان شود ونه كريم خليلي فكر مي كرد كه محقق با رفتن از وزارت به يك قهرمان واسطوره خلق هزاره بدل مي شود وكريم خليلي مهر ... بر پيشانيش حك مي گردد.

البته كريم خليلي خيلي زود به اشتباه خود پي برد وروز ياد كرد شهادت توتم قبيله وتنديس عدالت خواهي  شهيد مزاري، باچشم گريان درخشش محقق را در خيابان هاي كابل ومحل  برگزاري مراسيم ياد كرد شهيد مزاري ديد وخشم مقدس مردم را از شراره هاي چشم به اشك نشسته مردم هزاره نسبت به خود واربابش كرزي بنظاره نشست.

اما كرزي از انتخاب خود (بشر دوست را بعنوان وزير پلان وبرداشتن زبان گوياي خلق هزاره محقق را از سر راهش) بسيار خورسند بود؛ به دو دليل:

1 – محقق، اين وزير عصيان گر وسياست نفهم را از سر راهش برداشته وبا يك كار، سه تير بنشانه زده بود:

اول اين كه كريم خليلي را با اين كار بنده ونمك گير خويش ساخته بود چرا كه  هر معامله بهاي داردوكرزي با اين معامله با كريم خليلي ،اورا از معاون ومشاور بدل به بنده ... خود كرد ومخصوصا كه روز ياد كرد توتم قبيله، شهيد مزاري ،عشق به محقق ونفرت از خليلي را با چشمان خود ديد واز همين مسئله براي به بند كشيدن خليلي استفاده كرد وبه او فهماند كه من با دم شير بازي كرده ام وتو ،هم بايد بعد از اين گوش بفرمان بي اراده  من باشيد

اين چنين است كه اكنون نيزاز افغانستان خبر مي رسد كه كرزي، باز گشت كوچي ها را به هزارستان وغارت رويشگاه روزي اين مردم عزيز را بر سر خليلي وشيخ سرور دانش وزير عدليه ويوسف واعظي وزير مشاور ديني مذهبي كرزي، امضا كرده است تا با در دست داشتن اين خيانت نامه ،كوچيان به هزارستان هجوم آورند ورويشگاه روزي خداداد اين نسل مغضوبين زمين وسينه چاكان حقيقت وعدالت  خلق هميشه آزاده هزاره را به يغمابرند.

چنان كه در ماجراي تصويب قانون اساسي  با وعده وزارت به شيخ سرور دانش،وعليه بي بي صديقه بلخي آن ها رابه خيانت بزرگ واداشت .

دو، با بر كناري محقق ازوزارت، رقيبان جهادي محقق را در اتحاد شمال از خود راضي وخوشنود كرد وجهاد گران  ديروزرا همكاسه  امروز خود و غلامان حلقه در گوش قدرت غالب جهان امروز ساخت.

سه، با بركناري محقق از وزارت، به امريكايي ها چراغ سبز داد كه من با جهادگراني در خط عدالت، مخالفم ودر فرمان برداري  شما صادق.

اما از بخت بدي كرزي ،بشر دوست هم ، وزير سربزير وغلام حلقه بگوش وسياستمدار نان به نرخ روز خور از آب در نيامد .

او هم از عدالت خواهي دست برنداشت واين بار اين وزير عصيان گر از محقق هم پارا فراتر نهاد وبجاي دفاع از مليت هزاره سخن از انسان مي گفت وبجاي سياست سخن از كرامت شهروندي مي گفت وبه جاي كرنش در برابر بيگانگان داراي قدرت  ونظام واقتصاد، سربر قدم ملت كرامتمند افغانستان مي ساييد .

محقق داعيه دار حق سياسي واقتصادي مردم هزاره بود وخود را وارث راه وانديشه توتم قبيله ،شهيد مزاري، مي ناميد وقبل از آن كه خودرا وزير كرزي بشناسد وزير هزاره مي پنداشت وهمين هزاره بودن وهزاره ماندن محقق ،نادانان هزاره كه بنده چوكي هستند وپشتون هاي نژاد پرست چون اشرف غني وتاجيك هاي هزار چهره چون تورن اسماعيل خان وفهيم  راواداشت كه كرزي را ...تامحقق را ازوزارت خلع كند.

اما از بخت بدي كرزي وجهال هزاره ،بشردوست نه تنها وزير بله قربان گو از آب در نيامد بلكه بشردوست پوست قوميت را نيز از تن بركند وخود را نه هزاره بلكه انسان افغانستاني معرفي كرد و از شهروندي افغانستاني وجامعه مدني ونهاد هاي مدني سخن گفت

بجاي آن كه با غارت گران بين المللي دست در يگ جب شود ،حساب بانكي اش را در بانگ هاي بين المللي يهودي ارتقاع دهد ،كت وشلوار از ژاپن واوتكلون از آلمان،كفش از چين سفارش بدهد وشام را با انجوهاي امريكايي،صبحانه را باانجوهايي .... صرف كند سخن از قانونمند كردن انجوها گفت  واز دلار خوري بين المللي در افغانستان پرده برداشت .
بشردوست پديده يي برآمده از متن مردم شد و روحيه ي عصيان گر و حقيقت جويي افغانستاني رادرگفتار و رفتار خود تجسم بخشيد.

آري بشر دوست ،مي توانست ،با پوشيدن بهترين كت وشلوار اهداي انجوها ،لقب زيبا پوش ترين وزير جهان سوم را تتراژ صفحات اول روزنا مه ها ورسانه هاي تصويري جهان كند.

او مي توانست با سوارشدن آخرين مدل ماشين اهدايي شركت هاي غارتگر غرب ورفتن به تفرج گاه هاي جهان ماه رخ ترين دختر دنيا را نصيب آغوش خودكند.

اما بشر دوست شرم داشت كه وزير زيبا پوش لقب بگيرد ،در حالي كه دختران سپيده بردوش وطن تن پوش بر پيگر نحيف خودندارند وآبشار زرين گيسوانش بازيچه چشمان خوكان دوپا هستند.

آري بشردوست تعهد وديانت را درخدمت خلق خدا تبلوربخشيد واين تعهد برين انساني وديانت فطري است كه ميوه شجاعت وصداقت بار مي دهند  وانسان هاي مثل بشر دوست راروح جمعي يك ملت مي كند.

اين چنين است كه امروز بشردوست   لحافش گيسوي ستارگان شب است وبالينش غم مردم و موترش عشق به حقيقت وخدمت خلق خدا وتن پوشش دعاي ملت ورضاي خدا.

از اين جا اين پرسش پديد مي آيد كه آيا بشر دوست همان گاندي خواهد شد؟

ظاهر اين است كه بله ،بشردوست همان گاندي افغانستان هست وتا امروز بسياري از رفتار بشردوست همان رفتار گاندي نجات بخش نهصد ميليون انسان هندي از زنجربردگي استعماري ديروز ،انگليستان است.

چنان كه گاندي از دنيا به يك بز ،يك چرخ ريسندگي ويك تن پوش دست باف  قناعت كرد، بشردوست هم از دنيا به يك خيمه در قلب عروس آسيا وپايه تخت شرافت وغيرت كابل بسنده كرده است.

گاندي چه آنروز كه يك وكيل ناشناس بود وچه آنگاه كه  پيشواي ملت هزار رنگ وزبان ومذهب ،هند شد حاجب ودربان برنگزيد ،بشردوست هم از مدرسه علميه عباسقليخان گرفته تا وزارت ووكالت ،خداوندگاري نكرد وحاجب وخدم وحشم بر نگزيد وقلندري پيشه كرد ودل مي ربايد.

گاندي درادبيات خود شيوه ي بيانيي را انتخاب كرد كه ملت مثل هند هزاررنگ ومذهب را يكسان مخاطب قرار مي داد واز دل مي گفت وبر دل مي نشست .

بشردوست نيز ادبيات فرامذهبي وفراقومي برزبان مي راند وسخن از دل مي گويد وبر دل مي نشيند.بجاي آن كه در قيد رنگ باشد پابند فرهنگ است، بجاي آن كه دغدغه مذهب داشته باشد، روايت گر كرامت عالي انسان است وبجاي آن كه تعلق قوم ونژاد را در دل نقش بندد ،طرح خانه مشترك وجامعه نهادينه شده وقانونمند را پي ميريزد.

اما پرسش اساسي اين است كه جامعه وفرهنگ ،زيست محيطي گاندي وبشردوست يكسان است يانه؟تا بشردوست همان راهي را بپيمايد وهمان رداي را بر تن كند كه گاندي پيمود وبرتن كرد؟

به نظر من اشتباه بشردوست در همين جا است .چرا كه گاندي در جامعه ي مي زيست ورداي رهبري نهتضي را بر شانه افراشت كه جامعه اش يك جامعه پلورالسيم سياسي بود ورهبران نهضت، رهبران فرهنگ محور چون نهرو ومحمد علي جناح...بودند وفرهنگ مبارزه وفرهنگ سياست، آن جامعه، فرهنگ كثرت گرا بود .

اما جامعه ي كه بشردوست در آن مي زييد ورداي اصلاح گري را بر شانه دارد،جامعه ي استبداد زده وجهالت آلودِ حق محورِانحصار طلبِ بنياد گراي ملا بنياد است؛ ورهبران سياسي ومذهبي اين جامعه خود را پيغمبران بلامناضع وحق مطلق مي دانند وقوميت پرستي ونژاد باوري ازويژگي هاي ذاتي اين رهبران است به قول آن توتم قبيله شهيد مزاري:

«قبلاً خدمت شما گفتم كه در افغانستان هم تضاد مذهبي است، هم تضاد نژادي. اينها ما را نفي كرده، گفتند كه شما نيستيد. مولوي صاحب خالص مكرر اعلان كرده كه من با شيعه ها نمي نشينم. اين شعار، شعار مذهبي است؛ اما عمل چگونه است؟ آيا عمل هم عمل مذهبي است يا نژادي؟

قبلاً گفتم كه در افغانستان شعار مذهبي است، اما عمل نژادي است.»

نمونه اول اين را در قضيه كانديد شدن محقق براي رياست  جمهوري ديديم كه چگونه اتحاد نامقدس  انحصار ونژادپرستي راسيسمي ورقابت سياسي، دست بدست هم داد ورأي محقق را آبرو مندانه دزديدند وصندوق هاي رأي گيري، گلشهر مشهد، ديكندي ومالستان را كه نود درصد رأي ها از آن محقق بود ،باطل اعلام كردند وبه اين طريق قانوني ودموكراتيك محقق را از رقابت در دور دوم با كرزي باز داشت.

نمونه ملموس تر اين را در جايزه آوردن دكتر سيماسمر ديديم ،با اين كه جايزه آوردن سيماسمر بزرگترين رخ داد تاريخ افغانستان مي باشد ودكتر سيماسمر اولين زن تاريخ افغانستان وآسيا بود كه چنين جايزه ي بين المللي را در ميان 160 كانديد با رأي بيش از حدنصاب دريافت كرد اما انعكاس اين رخداد تاريخي در رسانه هاي وطني ودر ميان سياسيون ومذهبيون ،چقدر سرد بود ؟مگر غير از اين است كه سيماسمر تعلق خوني وخلقتي به يك قوم مغضوب دارد؟اگر سيماسمر از قوم پشتون ويا تاجيك بود ،آن ها چه مي كردند؟حتي واكنش كرزي در باره اين رخ داد تاريخي چه بود؟بدتر ودردمندانه تراز همه ، بنياد گرايان قوم هزاره وآخوند هاي از آخورخور شيعه در باره اين رخداد بي مانند وبشري چه كردند ؟

بنابر اين اگر بشردوست، ظرفيت فرهنگي وقدرت سياسي پيغمبران زميني حاكم بر اين امت را ناديده بگير د وهمچنان بر طبل بشردوستي ليبرال منشانه ي بي رنگ وصورت بكوبد،   پيغمبر بي امت خواهند ماند                            اسدالله جعفري

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 5:56  توسط م ع ب  | 

>>>   دیدن افراد گرسنه که برای زنده ماند در یک سرزمین تلاش میکنند، و باید به سختی کار کنند تا شکمشان نیمه سیر شود ،و هر لحظه احتمال خطر و مردن باشد، نه سلامت صحی ،نه امنیتی ، نه اقتصادی ، درد این همه رنج و مشکلات که در کشور است ما را اشفته میسازد . اما این به این معنی نیست که من از کار های احساساتی گونه اقای بشر دوست حمایت کنم اما اگر خودم هم باشم و این همه نا بسامانی را مشاهده کنم و در مقابل ظالمی قرار گیرم حتما او را ظالم ، غاصب ، فاسد و نا انسان خطاب خواهم کرد .بشر دوست باید انتخاب شود تا جهان بفهمد که دیگر نمی شود مردم افغان را فریب داد ، دیگر نمی شود تنها با یک دیوانه خطاب کردن مردم را از او دور کرد بیائید با تصمیم وجدانهامان رای دهیم.

------------------------------------------------------

>>>   درود ... قبلا هم گفتم و باز هم می گویم .
با تحقيقات من و دوستانم در مورد دكتر بشر دوست مي توانم اعلام كنم كه ملت افغان امروز داراي فردي است كه وجود چنين فردي در تاريخ افغانستان بي سابقه بوده است . امروز ملت ما در برابر دو انتخاب قرار دارد : بلي به بشردوست يا نه به دكتر بشردوست . دكتر بشردوست آينده ي افغانستان و افغانستاني ها است . مخصوصا آينده ي ما افغانستاني هاي بيرون از افغانستان است و ما مي توانيم با اصلاحات زيربنايي كه بشردوست انجام ميدهد به افغانستان برگرديم ... من و تمام كساني كه مي شناسم به بشردوست راي مي دهيم ( البته اگر اينجا سفارت افغانستان اخذ راي را انجام دهد ...) دوست دارم كشورم را ... مردمم را ... و انتظار دارم كه براي يك بار هم كه شده مردمم درست تصميم گرفته و درست عمل كنند ...
افغانستان ... در سرم انديشه ي توست .

------------------------------------------------------

>>>   ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

------------------------------------------------------

>>>   درود بر همه مردم غیور اسلامی افغانستان
هرکس یک نظر دارد بنظر من خودم لستی کاندیدا را سیل کردم و سوابق شان را خواندم تنها کسی لیاقت ریس جمهوری را دارد بشردوست است
و از تمام هموطنان خود خواهش می کنیم در زمان انتخابات بدون در نظر داشتن قوم .مزهب و حزبی تنهاچیزی را در نظر داشته باشد لیاقت است آیا او می تواند یک ریس جمهور باکفایت باشد یانه
جواد پلخمری

------------------------------------------------------

>>>   خداوند بی نهایت است و لا مکان و لا زمان
اما به قدر فهم تو کوچک می شود
و به قدر نیاز تو فرود می آید
و به قدر آرزوی تو گسترده می شود
و به قدر ایمان تو کارگشا می شود
یتیمان را پدر می شود و مادر
نا امیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود
در تاریکی ماندگان را نور می شود
محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود و همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
و به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغزهایتان را از هر اندیشه ی خلاف
و زبان هایتان را از هر آلودگی در بازار
بپرهیزید از هر ناجوانمردی , ناراستی و نامردی
چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه . . .
بر سفره ی شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند
در دکان های شما کفه های ترازویتان را میزان می کند
در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند
مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود
خداوند ز حکمت اگر ببندد دری ز رحمت گشايد دری ديگری
اگر هزاران را بروی ما افغان ها در هر کجا که هستيم بسته شده هزارويک رای ديگر را خداوند باز ميکند به اميد پيروزی
داکتر محترم بشر دوست

------------------------------------------------------

>>>   هموطنان عزيزسلام !
من که متأ سفانه در خارج از افغانستان هستم ، از طريق سايت bbcعکس بعضی کانديد ها بر در و ديوار باغ وحش کابل ، همقطار ء عکس هائ درنده گان ديدم .ای چه بسا بجاه نصب شده اند . بسيار متشکرم که خود را بلاخره خوب شناخته اند .اميدوارم که عکس محترم بشر دوست در بين آنها نباشد .بشردوست به همت عالی ات آفرين !
همت عالی ندارد تکيه بر بازوی کس
آسمان با اين بزرگی بی ستون ايستاده اس
حسين جاودان --جاپان

» نظرهای بیشتر

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 22:47  توسط م ع ب  | 

رای دادان به کمال و انسانیت است
رای دادان به صداقت و راستی است
رای دادن به علم و باسوادی است
رای دادن به مبارزه با تبعیض است
رای دادن به دلهای شکسته است
رای دادن به مهربانی و صفا است
رای دادن به آبادانی افغانستان است
رای دادن به غرور ملی افغان است
رای دادن به شایسته سالاری است
رای دادن به احیا حقوق یتیمان است
رای دادن به داشتن یک اردوی قوی و منظم ملی است
رای دادن به سرافرازی افغانستان عزیز است
رای دادن به من است یه تو است به ما است به تمام عاشقان وطن است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 7:24  توسط م ع ب  |